محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
127
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
وصول : در اين جا به معناى عصبها و رگهايى است كه اندامهاى مختلف را به هم مىپيوندند . فصول : در اين جا به معناى مفاصل است . أصلد : از « الصلد » به معناى سخت و صاف و لغزنده . صلصلت : از « الصلصال » به معناى گل خشك شدهاى كه پخته نشده است . أذهان : جمع « ذهن » به معناى فهم و شعور . فكر : جمع « فكر » به معناى انديشه و بينش . جوارح : جمع « جارحة » به معناى اندامى كه انسان در كارهاى خود از آن استفاده مىكند . الأذواق : جمع « ذوق » به معناى حس چشايى است كه به وسيله زبان صورت مىگيرد . الألوان : « الوان » نخست به معناى رنگها مانند سياه و زرد است و « الوان » دوم به معناى حالتهاى گوناگون مانند گرمى و سردى ، ناراحتى و خوشحالى است . الأخلاط : گونههاى به هم آميخته . ساختار ادبى تربة : مفعول « جمع » است . ذات : صفت براى واژه « صورة » است . لوقت : شيخ محمد عبده به تبعيت از ابن ابى الحديد « لوقت » را متعلّق به محذوف و حال « تربة » دانسته كه در اين صورت عبارت در اصل چنين بوده